يا حق
علاقمندم نظرات چالش برانگيز خودم را در خصوص پيروزي حماس و ارزيابي روندهاي آينده آن تقديم دارم. باشد كه با نقد دوستان صيقل يابد.
حماس را بايد مهمترين و قدرتمندترين نيروي ضد اسرائيلي در فلسطين دانست كه طي سالهاي اخير با الهام از روش حزب اله لبنان فشار طاقت فرسايي را بر صهيونيستها وارد ساخته و اگرچه معمولا متحمل خسارت نيز شده اما همواره بعنوان بازوي فلسطينها و خداي جنگ ومبارزه آنان عمل كرده است.
اما آيا براستي ورود حماس به گردونه قدرت و سازوكار سياسي و حكومتي در شرايط فعلي مناسب است؟
پاسخ من منفي است. برخلاف همه به به و چه چه هايي كه براي پيروزي آن مي شود براين عقيده ام كه حماس اشتباهي استرتژيك كرده است كه نتايج آن سالهاي آتي مشخص مي شود.
اگرچه پيروزي قاطع حماس مشعوف كننده ما و مغبون كننده غرب و صهيون شد اما مآلا در بلندت نمي تواند اهداف فلسطيني ها را برآورده سازد.چرا؟
اول: رمز محبوبيت حماس و اعتماد مردم به آنان روشهاي مبارزه جويانه و انتقام گيرنده و ناسازش كارانه و نيز سلامت حزبي و فردي آنان بوده است.
دوم: از اينرو ورود آن به صحنه قدرت سياسي بي ترديد آنها را به آفتهاي قدرت كه مهمترين آنها جنگ ( حداقل سوء تفاهمات) برسر قدرت و فساد است آلوده مي كند و يا حداقل متهم به اين آفتها خواهند شد.
سوم: حماس در تشكيلاتي وارد مي شود كه دستآورد مذاكرات فتح با اسرائيل و آمريكاست از اينرو عملا اين روند را به رسميت شناخته است.
چهارم: حماس كه همواره بازوي مقاومت و تلافي بوده زمانی که وارد بازی سیاسی و حکومتی شود نمی تواند در جایگاه پیشین اقدامات خود را ادامه دهد. زیرا عملا دولت فلسطینی تهدید به نابودی خواهد شد.(آرزوی صهیونیستهای تندرو که احتمالا در انتخابات آتی اسرائیل پیروز می شوند). ترس از نابودی تشکیلات از یکسو و عدم کمکهای مالی و اقتصادی غرب و فشار و محدودیتهای اسرائیل باعث بالاگرفتن مشکلات اقتصادی و مالا افزایش نارضایتی مردم و کاهش محبوبیت در بین مردم خواهد شد.
پنجم: در چنین صورتی حماس مجبور به روی آوردن به راهکارهای غیر نظامی و گفتگو می شود. تحولی که ماهیت و جوهر و هویت حماس را خدشه دار می کند.
ششم:علیرغم ابراز نگرانیها و نارضایتیهای آمریکا و اروپا و اسرائیل از پیروزی حماس نتیجه در بلند مدت به نفع آنان است زیرا قدرتمندترین و مبارزه جو ترین گروه فلسطینی را وارد پروسه خودساخته صلح و دایره حکومت داری که لازمه بنیادین آن تساهل و گفتگوست کرده اند.
هفتم: اینکه حماس دست از مبارزه بکشد و امورات خشونت آمیز کمتر شود شاید باب طبع بسیاری باشد اما فراموش نشود که اوضاع فلسطین و سیاستهای تجاوزکارانه اسرائیل بسیار بغرنج تر از این حرفهاست. اسرائیلها ثابت کرده اند جز زبان زور و فشار چیز دیگری را برنمی تابند. مگر با زبان خوش از جنوب لبنان بیرون رفتند؟مگر با زبان خوش از بلندیهای جولان دست می کشند؟
بهرحال به نظر اینجانب چه خوب بود حماس در جایگاه پیشین خود بعنوان بازوی نظامی فلسطینیها عمل کرده و از پشت صحنه اوضاع رابرای احقاق حقوق فلسطینها هدایت می کردند. کاری که در جاهای دیگر از دنیا رواج داشته است. اینک نیز شای بهتر باشد کسی از حماس نخست وزیر نشود و حماس همه مهره های خود را به یکباره در صحنه سیاست نسوزاند. حماس آبرو و حیثیت خود را در نامناسب ترین مکان به مسابقه گذاشته است. مسابقه ای که پایان موفقیت آمیزی نمی توان برای آن متصور بود.
فراموش نشود هیچ وقت پیروزی حماس را نمی توان با حزب اله لبنان یا اسلام گراهای سایرکشورها اسلامی مقایسه کرد.زیرا آنان دارای حاکمیت مستقل بوده و در سازوکاری مشروع موفق شدند و عامل محدود و محصور کننده ای همچون اسرائیل را نداشتند.
راهبرد شين فين و ارتش آزاديبخش ايرلند را در ذهن مرور كنيد.
سياست چماق و هويچ( Carrot and Stick Policy ) را نيز به خاطر بسپاريد
یاهو