تبليغاتX
روابط بین الملل ایران

روابط بین الملل ایران

چه توان گفت؟

یا حق

سلام

مدتی است قلم نوشتن و انگیزه تفکر در خصوص امنیت و منافع ملی را تضعیف شده می بینم. از اینرو گلایه دوست عزیزم در نظرات پست قبلی برای کم نوشتن را روا می دارم.

اما براستی وقتی هر روز شاهد از دست داده شدن فرصتها و حرکت بسوی انزوا و تحریم (اگر امیدوار به جنگ نباشیم) هستیم چه باید گفت؟

وقتی امر بر وزیر خارجه همچون ریاست جمهور نیز مشتبه شده و از اتخاذ موضع مدعی بجای متهم سخن گفته و آنچنان افاضه می فرمایند که گویا همچون اقایان  در دیپلماسی و روابط خارجی دستی نداشته است!!(مصاحبه متکی با کیهان) 

وقتی شاهدیم که جناب ریس جمهور برجای فقها و علما و مراجع نشسته و پیام پیامبرانه به بوش می فرستد و آنچنان پاسخ نانوشته ای را می گیرد که موجب برآورده شدن ذره ای از منافع ملی کشور نیست؟!!

وقتی کماکان اروپا و آمریکا با سرنوشت ما بازی کرده و فرصتی دو هفته ای برای قانع کردن ایران می دهند تا بر چین و روسیه نیز حجت راتمام کنند و ما فکر می کنیم قدرتمندان با هم سر دعوا دارند!!

وقتی.....و وقتی های بسیار که حال گفتنشان را ندارم.

امیدی نیست ظاهرا سرنوشت کشور باید یه جوری دیگر رقم بخورد.دلسوزیهای امثال ما نیز بجایی نمی رسد چون گوش شنوایی نیست.

با اینحال دعا می کنم و دعا

یاهو

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 23:21  توسط سیروس سینکوو  | 

تحریم یا جنگ

یا حق

این روزها تحلیلها و گزارشات متعددی در جهان در خصوص ایران مخابره میشود.در حالیکه آمریکاییها از تهدید استفاده از هر ابزاری و بند هفتم منشور سازمان ملل بهره می گیرند اما روند واقعی تر نشان از عزم جهان غرب برای تحریم کشورمان است.تحریمی که این روزها در واقع شروع شده است.

اما موضوع مهم همچنان سیاست روسیه و چین دو قدرت عضو شورای امنیت است که حق وتو داشته و تاکنون در برابر گزینه های خشن و سختگیرانه علیه ما مقاومت کرده اند.

با اینحال این فرضیه هنوز نتوانسته تقویت شود که در صورت عزم جدی غرب برای تقابل با ایران آیا این دوکشور حاضرند منافع میلیاردی خود در ارتباط با آنها را بخاطر ما با مخاطره مواجه سازند؟!!

در اینکه ما وارد مرحله تحریم شده ایم و روز بروز بر ابعاد آن افزوده خواهد شد را تردید ندارم اما هنوز ملاحظاتی در خصوص گزینه جنگ وجود دارد که آمریکا را از کاربرد این ابزار باز می دارد.

اما به نظر بنده با توجه به اعلام رسمی آمریکا برای تحریم ایران باکمک همفکران خود حتی اگر شورای امنیت تصمیم نگیرد روسیه و چین نیز برای جلوگیری از انزوای خود و ترس از اقدامات تلافی جویانه اقتصادی آمریکا در لحظات آخر به مکانیزمی برای تحریم پله ای ایران با غربیها به تفاهم خواهند رسید.

حال آینده نظرات را در محک آزمون گذاشته و درستی یا نارسایی آنها را اثبات می نماید.البته متاسفانه ارزیابیهای این وبلاگ تا کنون عمدتا درست از آب درآمده است.

حال این سوال جدی وجود دارد که اگر غرب به تحریم ایران رضایت بدهد با توجه قیمت بالای انرژی و موفق نبودن این ابزار برای فشار بر ایران آنها بالاخره به چه نحو با مشکل ایران کنار خواهند آمد.

البته همه این مباحث بر فرض عقلانی بودن آمریکاییهاست .اما متاسفانه حاکمیت فعلی در آن کشور ثابت کرده لزوما عقلانی عمل نکرده و طیف نئومحافظه کار حاکم با روابط نزدیکی که با صهیونیستها دارند می توانند خطرات جدی را متوجه کشورمان سازند.

یا هو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 11:8  توسط سیروس سینکوو  | 

روزگار عجیب

یا حق

مدتی بود مسائل چنان مبهوتم کرده بود که در اغماء سیاسی فرو غلطیده و ذهنم به درون خزیده و یارای ابراز وجود و ابراز نداشت. با این حال به مدد اعضای مادی وجودم روح ناآرام را قانع به اظهار کردم.

زمان که می گذرد مرزها بیشتر نمایان می شود.دولت باید بین مقبولیت عام و حمایت توده و سنت مقاوم و دیرپای پشت صحنه مشت و مالی یابد.

این تحول را جالب یافتم که رییس جمهور در حرکتی خارق العاده دستور گشایش ورزشگاهها برای بانوان را صادر کرد اما چقدر پیش بینی آقای ابطحی درست بود که نسبت به عاقبت کار بدبین بود.مخالفتهای سر برافراشته و از فتوای آیت اله لنکرانی تا سخنان منتقدانه آقای شریعتمتداری را در برگرفته است.اینجا مرز امتحان است.اگر رییس جمهور موفق شود دستوارتش را عملی سازد بی شک  تحولی شگرف صورت گرفته است.البته بسیاری از چیزهایی که در دوره دولت قبلی حرام بود مباح و حتی مستحب شده بود اما نتیجه قطعا به حال جامعه مفید است.

در این خصوص سفر آقای نهاوندیان معاون لاریجانی در شورای امنیت ملی با گرین کارت به آمریکا که قبلا مصداق جاسوسی و وطن فروشی بود اکنون در سایت بازتاب عملی مستحب و افتخار آمیز تلقی شده است و رییس جمهور محترم هم آن پاسخ مضحک را ارایه فرمودند.

اینجاست که نباید بعید دانست اگر فردا یا فرداها رابطه با آمریکا عین واجب شمرده شوده و لابی و سفر آقایان به آنجا را مستحب موکد.

غرض بیان تناقضات و نسبی بودن مسائل سیاسی در دوره های مختلف و غیر مقدس بدون آنان است وگرنه قطعا عقل گرایی و دوری از تنش و گفتگو با آمریکا اگر برای تامین منافع ملی باشد خوب بوده و گریت کارت هم فی نفسه عمل مذمومی نیست.

یاهو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 اردیبهشت1385ساعت 11:11  توسط سیروس سینکوو  | 

اندر حکایت هسته ای

دفاع روحانى از مذاكره با غرب
۱- دليل تمام اين قضايا بدبينى هاى عميقى است كه در پس ذهن ها وجود دارد.
۲- تيم مذاكره كننده تغيير نكرده است، اما ممكن است نقش برخى افراد كمرنگ و برخى پررنگ شود.
۳- ما هميشه احساسات را در تصميمات دخيل مى كنيم.
۴- ما هميشه نزديكى با خارجى ها را مثل نزديكى با شيطان مى دانيم و اعوذبالله مى گوييم.


186261.jpg

حسن روحانى رئيس مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام و هم پيمان سياسى هاشمى رفسنجانى كه در دوران ۱۶ ساله دبيرى شوراى عالى امنيت ملى هماهنگ با سياست هاى خارجى «خاتمى و رفسنجانى» عمل كرده بود و آغازگر مذاكره با كشورهاى غربى و شوراى حكام در باب «پرونده هسته اى» بود، با روى كار آمدن «دولت جديد» از دبيرى شوراى عالى كنار رفت و علت آن را اينگونه بازگو كرد: «چون كه دبير شوراى عالى امنيت ملى با حكم رئيس جمهورى منصوب مى شود و دولت جديد قاعدتاً افرادى را كه بهتر بتوانند با آن كار كنند، مى پسندد، از اين سمت كناره گيرى كردم.» او از اين سمت كناره گيرى كرد، اما همچنان به دليل آغازگر مذاكره با غرب در پرونده هسته اى و حمايت تمامى سران نظام از او در چگونگى انجام مذاكره در آن دوران، آن نگاه و تحليل مورد استقبال رسانه ها قرار مى گيرد.
• مذاكره نكردن با غربى ها سخنى واهى است
حسن روحانى در پى دعوت حزب اعتدال و توسعه دوباره به ميدان «نقد سياست خارجى» آمد و به همراه «فاطمه هاشمى رفسنجانى» وارد سالن كوچك نشست دبيران استانى حزب اعتدال و توسعه شد. دبيركل حزب اعتدال و توسعه در اين ميان با صدايى بلند خطاب به او گفت: «تنگ بودن فضاى سخنرانى را با توجه به اينكه منزل خودتان است، تحمل كنيد و با توجه به اينكه سيستم صوتى و محل بيان نظرتان فراهم نشده عذرخواهى مى كنم. البته خودتان صاحبخانه هستيد.»
او كه تبسمى ريز بر لب داشت، بدون هيچ مقدمه اى بر سر اصل مسئله رفت و به نقد نحوه برخورد دولت جديد با دول غربى پرداخت و حتى فراتر رفت و برخى رفتارهاى ديپلماتيك ايران را از آغاز يعنى اشغال سفارت آمريكا به چالش كشيد. او براى اينكه شدت و حدت سخنان خود را ملايم كند، چند بار از واژه «فكر مى كنم» استفاده كرد و گفت: «فكر مى كنم پس از چالش جنگ تحميلى، امروز چالشى سخت و سنگين در برابر نظام قرار گرفته است. همچنين فكر مى كنم از اول انقلاب تا به حال عملكرد ما نسبت به قدرت خارجى فوق العاده بدبينانه است. البته بى اساس هم نيست، زيرا كه در طول دهه هاى گذشته دولت هاى شرقى و غربى صدمات زيادى را به ما وارد كرده اند. اما اين بدبينى آنقدر زياد شد كه هرگونه تعامل سازنده براى دستيابى به اهداف را از دست داديم. اين قضيه همواره باعث شده هميشه با وسواس برخورد كنيم، اما اين در حالى است كه بعد از گذشت زمان در مقطعى احساس كرديم نياز به سرمايه خارجى و كارشناسان بيرونى داريم؛ از اين رو تا حدودى از خود نرمش نشان داديم، اما همچنان ته ذهن مان نگرانى وجود دارد. اين در حالى است كه در كشورى مثل مالزى با وجود دوسوم سرمايه گذارى خارجى، چنين چيزى وجود ندارد.»
حسن روحانى نقد خود را از عدم مذاكره با آمريكا در زمان اشغال سفارت توسط دانشجويان پيرو خط امام (ره) شروع كرد و ورود «احساسات» را در سياست خارجى برنتافت و رد كرد: «در بحث لانه جاسوسى يك راه اين بود كه با آمريكايى ها بنشينيم و مسئله را فيصله دهيم، اما به جاى اينكه به مذاكره با طرفمان بپردازيم، در اين مسئله احساسات را وارد كرديم و آنقدر قضيه را كش داديم تا رسيديم به مقطعى كه حاضر شديم پس از آغاز مجلس شوراى اسلامى و جنگ، با آمريكا بنشينيم، اما آن زمان ديگر دير بود. شايد اگر زودتر حاضر به چنين كارى مى شديم، راحت تر به توافق مى رسيديم و منافع كشورمان بيشتر لحاظ مى شد. اما متاسفانه بايد گفت كه ما هميشه در مقاطع سخت نمى توانيم تصميم گيرى سريعى داشته باشيم و احساسات را در تصميمات دخيل مى كنيم. در قضيه گروگانگيرى نيز تا زمانى كه عراق به ما حمله نكرده بود، هيچ كس جرات نمى كرد به حل و فصل اين مسئله بپردازد. اما پس از آن آمادگى پيدا كرديم، حتى اين اواخر در اين زمينه عجله هم كرديم و چون با زمان انتخابات آمريكا يكى شده بود، به سرعت آن را حل كرديم.»
رئيس مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت بى پرده سخن مى گفت و به سرعت مباحث خود را در پس يكديگر مى آورد و به نمونه اى ديگر از «دير مذاكره كردن» اشاره كرد كه آن مسئله مربوط به دير مذاكره كردن در زمان جنگ ايران و عراق بود. او گفت: «در جنگ تحميلى هم مشابه اين قضيه شكل گرفت. پس از فتح «فاو» و خرمشهر باز هم نتوانستيم تصميم بگيريم كه هم زمان با دفاع مقدس با دشمن سر ميز مذاكره بنشينيم و بحث كنيم، اين قضيه را عقب انداختيم تا به جايى رسيديم كه ديگر راهى جز قطعنامه و مذاكره برايمان باقى نماند و آن زمان بود كه مذاكره با عراق را انتخاب كرديم و البته آن هم خيلى دير بود.»
نماينده مقام معظم رهبرى در شوراى عالى امنيت ملى بار ديگر عدم مذاكره با خارجى ها را نامطلوب توصيف و دليل عدم مذاكره سياستمداران ايران را اين گونه تشريح كرد: «دليل تمام اين قضايا بدبينى هاى عميقى است كه در پس ذهن ها وجود دارد. ما همواره نمى خواهيم با خارجى  ها به ويژه دشمن بنشينيم و هميشه احساس مى كنيم اگر اين كار را بكنيم، سرمان كلاه رفته است، همان طور كه شاهد بوديم برخى از تريبون هاى عمومى اعلام كردند كه هر وقت ما با خارجى ها مى نشينيم، سرمان كلاه مى رود كه البته من اين قضيه را قبول ندارم و معتقدم اين نگاه هم ناشى از بدبينى اى است كه به آن دچار هستيم. ما هميشه نزديكى با خارجى ها را مثل نزديكى با شيطان مى دانيم و اعوذبالله مى گوييم. امروز زمان آن رسيده كه يك مقدار در تصميم گيرى ها متعادل تر باشيم و با منطق بيشتر و فاصله با احساسات پيش رويم، همچنين در نظر بگيريم كه دنياى امروز با دنياى ده سال پيش و زمان جنگ سرد متفاوت است. امروز شرايط جهانى به سرعت تغيير مى كند، از اين رو ما نمى توانيم فرمول هاى گذشته را ملاك قرار دهيم.»
رئيس مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام حساسيت اين مقطع زمانى را از يك نگاه از حساسيت زمان جنگ تحميلى بيشتر عنوان كرد و افزود: «امروز در شرايطى قرار داريم كه در برابر يك هجمه عمومى هستيم و كشورهاى مختلف به ويژه غربى ها دست به دست هم داده اند كه به تدريج شرقى ها را همچون چين و روسيه كنار خود بكشند تا عليه جمهورى اسلامى به تصميماتى برسند، به همين دليل بايد امروز با تدبير و تأمل راه را پيش رويم. متاسفانه مذاكره با خارجى ها از نظر دوستان همچون «خوردن گوشت مردار» است و در وقت اضطرار انجام مى شود، نبايد اين گونه باشد.»
اين ديپلمات روحانى هوادار سياست ها و راهبردهاى «تعامل با غرب» در اين ميان به موضوع اصلى سخنرانى خود يعنى «مباحث هسته اى» و نقد «تاكتيك جديد» جمهورى اسلامى در مذاكره با غربيان پرداخت: «روند پرونده هسته اى ايران به سمت سخت تر شدن پيش مى رود. گرچه مردم مسرورند اما حتى اين مسئله در آخرين سال دوران نخست وزيرى ميرحسين موسوى آغاز شد و در تمام دوران رياست جمهورى آقاى هاشمى تجهيزات سانتريفوژها، غنى سازى و نيروگاه اصفهان خريدارى شد و در دوران جناب آقاى خاتمى سعى شد كه اين فناورى خريدارى شده بومى شود.
نبايد از ياد برد كه از سال ۶۷ تا امروز در اين مسير حركت   هاى زيادى شده و به ويژه دولت هاشمى رفسنجانى و خاتمى زحمات زيادى را در اين زمينه متحمل شدند، تا جايى كه توانستيم در سال ۸۱ به فناورى غنى سازى دست يابيم و با تعدادى سانتريفوژ غنى سازى انجام داديم. آقاى خاتمى هم در بيست ودو بهمن سال ۸۱ دستيابى به اين دستاورد را به عنوان پيروزى بزرگ ملت ايران عنوان كرد، البته در آن زمان اصفهان ناقص بود و اراك تازه شروع شده بود و در توليد كيك زرد، قدم هاى اوليه را برداشته بوديم كه لازم بود كامل شود.» روحانى كه جمع اعضاى حزب اعتدال و توسعه را براى بيان نظراتش مهيا مى ديد، با اشاره به آنچه كه تبليغات دروغين غرب در سال ۸۱ عنوان كرد، ادامه داد: «متاسفانه با اين دروغ ها افكار عمومى مشوش شد تا رسيديم به قطعنامه شهريور سال ۸۲ كه اين قطعنامه براى جمهورى اسلامى خوشايند نبود و ما را تا مرز فرستادن پرونده به شوراى امنيت در اجلاس بعدى نزديك كرد. البته در آن زمان تصميمات حكيمانه اى از سوى كل نظام اتخاذ شد.
ما در آن زمان تصميم گرفتيم فعاليت نطنز را تعليق كنيم، اما كارهاى ديگر را تكميل كرديم. در نطنز به فناورى غنى سازى دست يافته بوديم و آژانس هم اين را مى دانست، اما در عين حال اراك و اصفهان و كيك زرد سه پروژه اى بودند كه ناقص مانده بودند، لذا تعليق آن پرونده را كه كامل بود، پذيرفتيم، اما تعليق سه پروژه ناقص را نپذيرفتيم.»
حسن روحانى با قاطعيت تمام اين گفته را كه «با غربى ها نبايد مذاكره كنيم و چشم آبى ها هميشه ما را گول مى زنند» رد كرد و اين سخن را «واهى» دانست و علت بيان اين «سخنان واهى» را اين گونه تشريح كرد: «برخى مى گويند كه با غربى ها نبايد مذاكره كنيم و چشم آبى  ها هميشه ما را گول مى زنند. اين حرف ها، سخنان واهى بيش نيست و متعلق به كسانى است كه در اين ميدان نبودند، چرا كه اگر بودند، مى دانستند ايرانى  ها باهوشند و قادرند منافع شان را تامين كنند. چنانچه با اطلاع آژانس فرصتى آرام براى دانشمندان ما به وجود آمد تا بحث كيك زرد، اراك و به ويژه اصفهان را ادامه دهند.» دبير سابق شوراى عالى امنيت ملى كه در گذشته مسئول نظارت و هدايت بر مذاكره با كشورهاى غربى بر سر مسائل هسته  اى بود، سير اين مذاكرات و چگونگى شكل گيرى غنى سازى هسته اى را در آن دوران تشريح كرد و گوشه  هاى فعاليت   هاى اصفهان در فروردين سال ۸۳ را ترسيم كرد: «فعاليت   هاى اصفهان در فروردين سال ۸۳ تقريباً كامل شد. در آن زمان مقدارى كيك زرد را تزريق كرديم و توانستيم پس از مرحله اى فعاليت   هاى اصفهان را كامل كنيم. در مذاكرات پاريس كه تعليق را پذيرفتيم مطرح كرديم كه بايد اصفهان تكميل شود، لذا اصفهان را تكميل كرديم و تا فوريه سال بعد، حدوداً اسفند ،۸۳ اصفهان همچنان كار مى كرد.»
او پس از بيان اين فعاليت ها بار ديگر به انتقاد از دولت پرداخت و ساير فعاليت ها را بازگو كرد: «در دولت جديد خيلى ها اصلاً در اين وادى ها نبودند و نمى دانند كه چه گذشته است، ما با اروپا در مذاكرات به نقطه اى رسيديم كه اروپا فعاليت اصفهان و نطنز را پذيرفت. در فروردين سال ۸۴ خبرگزارى هاى خارجى اعلام كردند كه ايران و اروپا سر ۵۰۰ سانتريفوژ به توافق رسيده اند كه البته درست نبود و غربى ها اين حرف را به اين معنى كه آمادگى براى فعاليت ها و مذاكرات بعدى را دارند، زده بودند، البته بسيارى از روزنامه  ها در آن زمان به اين قضيه حمله كردند و گفتند كه چرا ما سر پانصد سانتريفوژ با غربى ها به توافق رسيده ايم.»
او پس از بيان اين انتقادها به نقد رفتار اروپائيان در آستانه انتخابات رياست جمهورى پرداخت: «متاسفم كه اروپا با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهورى نهم ايران عقب نشينى كرد. آنها در آن مقطع احتياط را پيشه كردند و گفتند نمى دانيم در انتخابات ايران چه خواهد شد، لذا ناچاريم صبر كنيم تا دولت سر كار آيد. اگر چنين نبود ما به توافق نهايى با آنها نزديك شده بوديم. اما متاسفانه تاكتيك ها در مسئله هسته اى تغيير كرد و در برابر اين تاكتيك ها كه البته موفقيت  هايى داشت، ناچار شديم هزينه هايى بپردازيم.»
نماينده رهبرى در شوراى عالى امنيت ملى با تاكيد از احتمال زياد صدور قطعنامه در شوراى امنيت عليه ايران خبر داد و گفت: «در نهايت بايد ايران و غرب پاى ميز مذاكره بروند و مسائل را بر سر اين ميز حل كنند.
اگر ما به دنبال اقتدار هستيم، اقتدار با تعامل با ديگران به دست خواهد آمد، نه با پرداخت هزينه بسيار و سخت گيرى   هاى بى نتيجه.»
او پس از بيان برخى گفته ها و ناگفته هاى خود در باب مسائل هسته اى با نظر و اعلام دبيركل حزب اعتدال و توسعه به پاى ميز پرسش خبرنگاران آمد و در پاسخ به سئوال خبرنگار شرق كه پرسيد «آيا آرايش سياسى با حضور دولت جديد و مسائل هسته اى تغيير نكرده است» گفت: «آرايش سياسى كه امروز در حال شكل گيرى است با آرايش سياسى قبل از انتخابات نهم رياست جمهورى بسيار متفاوت است. با گذشت زمان ممكن است مجدداً تغييراتى در اين آرايش هم به وجود آيد، حتى در جناح هاى راست، چپ و سنتى. در آنها نيز شكاف و انشقاق و يا ائتلاف مى بينيم و حتى ممكن است تغييرات ديگرى را نيز شاهد باشيم.»
روحانى در پاسخ به پرسش ديگرى در مورد درج خبرهاى مرتبط با پرونده هسته اى، با مكث كوتاهى گفت: «شوراى عالى امنيت ملى در گذشته نيز همواره توصيه هايى به مطبوعات داشت، اما ما در آن دوران همواره دنبال اقناع بوديم، بدين معنى كه زمانى كه يك مسئله مهم رخ مى داد مديران مسئول روزنامه ها و ساير رسانه ها را دعوت و در آن باره بحث مى كرديم، ما و آنها نظراتمان را ارائه مى داديم. لذا در آن دوره مى توان گفت كه ما بيشتر به دنبال اقناع بوديم،  از اين رو در طول مدتى كه در شوراى عالى امنيت ملى فعاليت مى كردم،  با اينكه اين اختيار را داشتيم كه مثلاً از يك روزنامه شكايت كنيم و با شكايت ما هم طبق قانون روزنامه بسته مى شد، هيچ گاه اين كار را نكرديم. شيوه ما اين بود اما ممكن است كه شيوه ها در اين زمان تغيير كرده باشد، به نظر بنده بهترين راه براى مطبوعات و رسانه ها اقناع است.»
دبير سابق شوراى عالى امنيت ملى همچنين درباره علت به نتيجه نرسيدن مذاكرات مسكو افزود: «آمريكايى ها به هر حال قصد دارند خيلى سريع قدم ها را بردارند، اما منافع همه دنيا اين اقتضاها را ندارد. آمريكايى ها مى خواهند به سرعت يك قطعنامه را طبق فصل هفت تصويب كنند و اگر طبق اين فصل، قطعنامه اى تصويب شود، اگر بلافاصله عمل نشود، شوراى امنيت مى تواند مجازات ها را مقرر كند. آمريكايى ها قصد دارند ما را خيلى سريع به اين فصل هفت برسانند، لذا از آنجا كه مشخص است همه كشورها با اين قضيه موافق نيستند و منافع شان اقتضا نمى كند، اين قضيه به اين نتيجه نرسيد، از اين رو اين اجلاس نمى توانست موفق شود، اگر موفق مى شد به اين معنا بود كه آمريكايى ها سلطه شان را بر همه كشورهاى دنيا به حد اعلا رسانده اند.»
روحانى در پايان در حالى كه اعضاى حزب «اعتدال و توسعه» به گرد او جمع شده بودند، در پاسخ به خبرنگار شرق كه «آيا خبرى مبنى بر تغيير در تيم مذاكره كننده را تاييد مى كنيد؟» گفت: «تيم مذاكره كننده تغيير نكرده است، اما ممكن است نقش برخى افراد كمرنگ و برخى پررنگ شود.»
+ نوشته شده در  شنبه 2 اردیبهشت1385ساعت 8:1  توسط سیروس سینکوو  | 

ورود کشورمان به باشگاه هسته ای مبارکباد

یا حق

از اینکه بالاخره پس از دو دهه موفق شدیم سیکل غنی سازی هسته ای را در کشورمان تکمیل کنیم بسی اظهار شعف کرده و به خود و همه تبریک می گویم.

راستی ورود به باشگاه هسته ای را نیز مبارکباد می گویم اما به همه پیشنهاد می کنم که قبل از گرم کردن بدون مقدمه به باشگاه نریم چون ممکنه خدای ناکرده پایی دستی گردنی کمری یا جایی ازمون در بره

چیزی که به درستی در سرمقاله شرق بدان اشاره شد این است که این پروسه بیشترحاصل تلاش و پیگیریهای دولتهای پیشین است که ثمره آنرا دولت کنونی ( البته خداوکیلی با عزم و اراده) ثمره اش را برچید.خوب است به هرسه دولت تبریک گفت.گرچه عمده کار و ساخت وساز در دوره خاتمی انجام گرفت.

امیدوارم این پروسه بجای به لج انداختن غربی ها آنها را سر عقل آمده وشرایط ما را لااقل در حد آزمایشگاهی بپذیرند و اینکه خدا کند این اتفاق راه را برتوسعه و رفاه و پیشرفت مملکت هموار نماید و نه ...؟؟؟

فراموش نکنیم کره شمالی و پاکستان نیز چنین فنآوری را با درجات و تجربیات بیشتر از ما دارند اما تاثیری بر رفاه و پیشرفت آنها نداشته است.اما خدا کند ما هدف را هسته ای تعریف نکنیم و از باقی اهداف وانمانیم بلکه از آن بعنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف مهمتری همچون توسعه همه جانبه و پیشرفت اقتصادی و رفاه  بهره گیریم.

یا هو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 22:19  توسط سیروس سینکوو  | 

ایران - آمریکا و عراق

یاحق

در خبرها بود که ایران خواهان مذاکره علنی و با حضور عراقیها با آمریکا شده است.

 بر این نظرم که چنین تصمیمی تسلیم افراد افراطی شدن و به معنی درک نادرست و یا بی اعتنایی به منافع ملی به قیمت پدیده آمریکا ستیزی است. بدیهی است ضد آمریکایی بودن فی نفسه نباید هدف باشد و تقدس یابد بلکه باید بخاطر تامین امنیت و منافع ملی و براساس اصول باشد.

در خصوص دو گزاره علنی بودن و دخالت عنصر سوم عراقیها این چنین می گویم که:

۱- چرا باید این مذاکرات لزوما علنی باشد.؟ یا به مذاکره کنندگان (نماینگان شورای امنیت ملی)اعتمادی  نیست؟ و یا اینکه می ترسیم در این مذاکرات سرمان را کلاه بگذارند.که در دو صورت بعید است نظر مسئولین بدین دلایل باشد.بلکه به نظر میرسد بخاطر فشار گروههای افراطی فشار از جمله کیهانی هاست که علیرغم رضایت مقام معظم رهبری برای مذاکره همچنان بر طبل مخالفت می کوبیدند.

۲- چرا باید عراقیها نیز حضور داشته باشند؟ یا اینکه می ترسیم از سوی برخی کشورها از جمله اعراب متهم به همکاری با آمریکا شویم و یا اینکه می ترسیم اعتبار ضد آمریکایی بودنمان خدشه دارد شود.در هردو صورت چنین عملی خلاف منافع و امنیت ملی است زیرا هدف نباید لزوما همکاری با آمریکا برای امنیت در عراق باشد زیرا بدیهی است با کاهش محبوبیت بوش بخاطر عراق وی از هر ابزاری برای پیشبرد امور عراق و مناسب جلوه دادن شرایط آن کشور بهره می گیرد.و همکاری صرف ما به آن هدف کمک به بوش است و منافع مناسبی لزوما برای کشورمان ندارد.بلکه برعکس اگر از این فرصت بهره برده و از عراق بعنوان ابزاری برای حل دیگر موضوعات امنیت و منافع ملی کشور بهره گیریم ذیرکی کرده ایم.که البته چنین هدفی با علنی بودن و حضور نمایندگان عراق در این مذاکرات نمی تواند تامین شود.

۳-مذاکرات دوجانبه ما با آمریکا در مورد عراق نه تنها بالابرنده اعتبار کشورمان در دنیا و بویژه نزد اعراب است بلکه نشان می دهد ایران نقشی حیاتی در تحولات منطقه داشته و ابرقدرت دنیا نیز به همکاری آن نیازمند است.(بی دلیل نیست اعراب سنی عراق و دیگر اعراب منطقه  مذاکرات آمریکا با ایران را در خصوص عراق دخالت در عراق تفسیر کرده  و شدیدا ناراحتند).

۴- در مذاکرات دوجانبه و شاید غیرعلنی با آمریکا می شد بی پروا همه مسائل را مطرح کرده و در راستای منافع ملی کشورمان و منافع دوستانمان در عراق بحث و گفتگو کرد اما با شرایط اعلامی جدید آیا واقعا این امر امکان پذیر است؟تازه مگر عراق دولت با ثبات و یکپارچه و قابل اعتمادی دارد که نماینده اش در این مذاکرات حضور داشته باشد؟

۵- به نظر من کشورمان یکبار دیگر و بویژه در حساسترین زمان فرصت تامین امنیت و منافع ملی را از دست داده و چنین مذاکراتی (در صورت انجام) هیچ سودی را با این شرایط نمی تواند در برداشته باشد.

یا هو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 22:28  توسط سیروس سینکوو  | 

سخنان ناسنجیده

یا حق

این روزها متاسفانه شاهد تعمیق گفتمان پوپولیستی در جامعه هستیم.موضوعی که بیش از آنکه منطقش بر عقل استوار باشد بر احساس سوار است.

سخنان عوامانه رییس جمهور محترم در جمع مردمان حاشیه ای و روستائیان و بیان پیچیده ترین معضلات روابط بین الملل کشورمان آدم را حسابی گیج می کند.لحن و خطاب ایشان نسبت به رهبران سایر کشورها واقعا انتقاد پذیر است.(مقایسه کنید با زبان دیگران)در این خصوص داد برخی سایتهای خبری داخلی نیز برآمده است.

جالب اینکه آقای آصفی سخنگوی وزارت خارجه نیز که دیپلماتی حرفه ای در این مملکت محسوب می شود و قبلا سفیر بوده و سالیانی است معاونت وزیر را دارد در این وادی گرفتار شده و آنچنان مواضعش غیر دیپلماتیک شده که موضوع سخره مطبوعات غربی شده است.آدم یاد سخنگوی صدام الصحاف می افتد دشمن پشت دیوار بغداد بود اما او به فحش و بدوبیراه و خالی بندیهاش مشغول.جالبتر اینکه اینقدر جک شده بود که حتی پس از اشغال عراق او را وقعی ننهاده و اصلا کاریش نداشتند.!!

خدا رحمت کند حضرت امام (ره )رو که حتی ریگان و کارتر را هرگز بدون پیشوند آقا مورد خطاب قرار نمی داد.

توهین و عدم رعایت ادب گفتاری بیش از آنکه مخاطب را مخدوش کند تصویر و تحلیل مخدوشی از گوینده در ذهن مردمان برجای می نهد.

براستی مگر نمی شود با منطق و استواری سخن پاسخ بدخواهان را داد.! چرا در جامعه اسلامی  این همه آیه(سوره مبارکه حجرات را بخوانید) و حدیث را که در ممنوعیت توهین و بددهنی است رعایت نمی کنیم.؟!

چه بگویم که پیش نویس قطعنامه شورای امنیت منتشر شده ولی ما به مجادلات بی ثمر و گردنکشی های بی پشتوانه و سخن پراکنی های به مایه و تحمیر خلق روی آورده ایم.تازه اگر نقدی وارد شود و دلی برای امنیت و منافع ملی بسوزد به مرعوب بودن و ترس و بعضا خیانت و قس علی هذا متهمت می کنند. روزگار غریبی است.

هفت شهر عشق را عطار گشت / ماهنوز اندر خم یک کوچه ایم 

یاهو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 اسفند1384ساعت 21:37  توسط سیروس سینکوو  | 

پشت پرده 2 سال مذاكرات ايران و اروپا

به دوستانی که علاقمندند از روند پرونده هسته ای کشورمان اطلاع داشته باشند تا تحلیل و دید روشنی نسبت به موضوع داشته باشند توصیه می کنم سخنان آقای روحانی را حتما کامل و دقیق مطالعه کنید.

اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 21:55  توسط سیروس سینکوو  | 

ارجاع ایران به شورای امنیت

یا حق

با تاثر و تاسف فراوان خبر ناگوار و نکبت بار ارجاع کشورمان به شورای امنیت سازمان ملل متحد که لحظاتی قبل تایید شد را به همه هموطنان تسلیت می گویم.
این حادثه و تحول را نیاید حاصل ناجوانمردی جهان دانست و به این دلیل بر ادامه سیاست کنونی کشور صحه گذاشت زیرا کاملا بر عقلا روشن است که دنیا و جهان بین الملل بر منطق زور و قدرت می چرخد و اگر کسی غیر از آن را برداشت یا انتظار داشته باشد قطعا بازنده است.
از اینرو همانگونه که در مطالب ماه قبل نیز اشاره شد برای احقاق حق باید زمینه را ایجاد کرد و حق دادنی نیست بلکه گرفتنی است و گرفتن حق از زورگویان و قدرت مداران به روش آنها امکان پذیر نیست.
کسی که زور و زر کمتری دارد باید بر عقل و ذکاوت وزرنگی و کیاست وسیاست خود تکیه کند که متاسفانه این معادله در دولت کشورمان نادیده گرفته شده و حاصل آن این شده است که همه شاهدیم.
در شورای امنیت دیگر نه غیر متعهدها هستند و نه دوستان ما بلکه قدرت مدارانی هستند که باید به همه آنها امتیاز داد تا ریش رها کرد. بی تردید این تحول نگران کننده است و تبعات منفی بسیاری برای کشورمان خواهد داشت.

خداوند عاقبت کشورمان را ختم به خیر کند وشر بدخواهان را از سر ملت ما کم کند.
جز دعا چه می توان کرد؟!

یا هو
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند1384ساعت 20:13  توسط سیروس سینکوو  | 

آیا آمریکا حاضر به سازش با ایران هست؟

یا حق

کالبد شکافی پدیده های سیاسی و توجه به عمق اوضاع بین المللی کنونی و کیفیت روابط ایران و آمریکا و نیز توجه به جایگاه و تصویری که در دوره دولت جدید از ایران نزد جامعه بین الملل  بویژه آمریکا پدید آمده شرایط سختی را برای کشورمان بوجود آورده است.
 هدف اصلی آمریکاطی در دوران پس از انقلاب تسلط و کنترل ایران و بدست آوردن جایگاه پیشین بوده است از اینرو برای رسیدن به آن هدف از هر ابزاری از جنگ مستقیم( حمایت و تشویق صدام) گرفته تا جنگ غیرمستقیم(حمله به کشتی و هواپیما)  و از تحریم یکجانبه تا تحریم فراسرزمینی و خلاصه از هر ابزاری که توانسته بهره گرفته است. اما تنها عاملی که باعث شده آمریکا در این راه موفق نشود عدم اجماع بین المللی علیه ایران و نتیجتا امکان مانور و بازی ایران بوده است.
اما متاسفانه این روزها تنها مانع نیز در حال برطرف شدن است زیرا اجماع بین المللی برعلیه ما ایجاد شده  که نماد آن نیز در شورای حکام هویدا شد.براستی کدامین کشور اراده و جرات حمایت از ما را دارد؟
از اینرو بر این نظرم که در شرایط مناسبی که پس از چندین دهه برای آمریکا پدید آمده این کشور به راحتی حاضر به اعطای امتیاز به ما نبوده و برعکس در صدد خواهد بود تکلیف خود را با ایران روشن کند.
نکته دیگر اینکه تصویری که از دولت جدید ما نزد افکار عمومی جهانی و آمریکا ترسیم کرده اند زمینه را برای مذاکره و سازش آمریکا با ما را بسیار کمرنگ کرده است. بر همه  روشن است که غرب چنان تصویر هولناک و هدف داری از ایران ترسیم و افکار عمومی را علیه آن تهییج کرده که برگشت از آن برای آنان بسی دشوار خواهد بود.( تغییر سیاست در کشورهای باز در مقایسه با کشورهای بسته به همان اندازه دشوار است که شکل دادن آن ) . ضمن اینکه در دوره های قبلی از جمله دوره خاتمی بخاطر تصویر مثبت بین المللی ایران آنها خواهان سازش بودند اما اکنون سیاست آنها کنترل و برگشت ایران از مواضعش است لذا تمایل آنها برای روابط برابر کمتر می باشد.
از اینرو با شرایط فعلی بعید است حتی اگر بخواهیم. آمریکاییها تمایلی برای مذاکره و سازش داشته باشند مگر به بهای اعطای امتیازات بزرگ همچون لیبی!!

بیایید باب تحلیل و ارزیابی و تمرین ذهنی را اینگونه بگشاییم که

 آیا به نظر شما سازش با آمریکا برای ایران امکان پذیر است؟

 موانع به نظر شما چیست؟

سیاست مطلوب برای کشورمان که تامین کننده امنیت و منافع ملی باشد چه می تواند باشد؟

نظرات مشروح و مستدل را در صفحه اول منعکس خواهم کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1384ساعت 18:51  توسط سیروس سینکوو  | 

میوه چینان حادثه سامرا

یا حق

خدا لعنت کند کسانی که مرقد مطهر امامان شیعه را در سامرا منفجر کردند.

اول اینکه:شکی نیست که چنین انفجاری نمی تواند در مدت کوتاهی انجام گرفته باشد.از بین رفتن گنبد و بارگاه شاهدی بر برنامه ریزی دقیق و جاسازی دقیق و انبوه مواد منفجره بوده است.

دوم اینکه:بهرحال یکبار دیگر ثابت شد که هیچ روزنه و امیدی به سازش با گروههای افراطی سلفی و وهابی همچون زرقاوی که مسئولیت را برعهده گرفته اند وجود ندارد زیرا اینان هدف اصلی خود را پاکسازی تشیع می دانند. اما آیا به مصلحت دراز مدت تشیع و ایران است که کماکان با یکدست چند هندوانه را برداشته و هم برسر مسائل عراق و افغانستان با آمریکا درافتیم و هم در مسئله هسته ای؟ آیا نباید منافع مملکت اولویت بندی شده و یک به یک و قدم به قدم در راستای تحقق آن اهداف گام برداشت؟ مگر نه این است که اعراب منطقه که دشمنی تاریخی با ما دارند مترصد فرصتند تا از قدرت و نفوذ آمریکا برعلیه ما بهره گرفته و هم  همکیشان خود را در عراق حاکم کنند و هم ما را وارد تقابل با غرب نمایند؟ براستی طی قرنهای اخیر آیا چنین فرصتی برای ایران بوجود آمده که این چنین حکومتهای همراه و دوستی در عراق و افغانستان داشته باشد؟ چرا باید فرصتها را سوزاند؟

و آخر اینکه : این انفجارات ذهن و توجه مسلمانان و بخصوص تشیع را از کارتونهای موهن معطوف به خود کرده و موجب تشدید اختلافات فرقه ای شد. تحولی که بی تردید بایدش در راستای آرزو و هدف غربیها دانست.

خداوند شر فتنه خوارج را از سر مسلمین و تشیع کم کرده و راههای تامین بیتشر امنیت ملی ما را هموار سازد. 

یا هو

حالی درون پرده بسی فتنه می رود ..... تا آن زمان که پرده برافتد چها کنند

گوش کنید شعر را با آواز

+ نوشته شده در  شنبه 6 اسفند1384ساعت 21:6  توسط سیروس سینکوو  | 

به کدامین سو می رویم؟

یا حق

اگرچه گفته شده که مراجع مهمه رسانه ها را از نقد بحران هسته ای کشور منع کرده اند اما پر واضح است که در فضای غیرنقاد جایی برای دفاع از روندهای کنونی توسط آن جنابان در آینده نمی ماند!

تردیدی در حقانیت کشورمان در موضوع هسته ای نیست و اینکه قدرتمنداران و زورمداران عالم به رهبری آمریکا در سیاستی ناعادلانه در پی محدودیت ایران هستند و راهبرد تهاجمی خود را بر پایه های سست ظن و گمان بنا نهاده اند. ملت دانای ایران نیز بر این موضوع واقف بوده و از اینروست که عمدتا برآن پای می فشارند.

اما

براستی دنیایی که در آن می زییم آیا دنیایی است که براساس حق و عدالت و یا حداقل براساس حقوق بین الملل اداره می شود؟ مگر غیر از این است که متاسفانه حقوق بین الملل مستمسک قدرت است و عمدتا قواعد آن پس از رخدادها تدوین وتشریح می شود؟!!

براستی برای استیفای حق ثانویه ای آیا به صلاح است موجودیت خود را به مخاطره انداخت و مصالحه نکرد؟مگر پیامبر بلندمرتبه که رحمت خدا بر او باد در صلح حدیبیه با کفار مکه از در سازش در نیامد و حتی بخاطر اعتراض آنها از عنوان خداوند در صلح نامه خودداری کرد؟ روشن است که رسول خدا در آن زمان شرایط را برای مقابله مناسب ندانسته و از در صلح در آمد اما زمانی که پایه های حکومت خود را مستحکم دید و توان هزیمت دشمنان را در خود یافت چنان کرد که شد و مکه را به طرفة العینی فتح کرد.

براستی آیا ما در این زمان قدرت و توان زورآزمایی با دنیای زور را داریم؟ آیا بحران خارجی درمان مشکلات انبوه و تورم و بیکاری و مسائل اجتماعی کشور است؟ تعارف نداریم و شانتاژ و کژ اندیشی نیست خوب است به رشد اقتصادی کشورهای هم سطح خود و همسایگان اندک نگاهی بیاندازیم. چرا باید عرصه را چنان تنگ کرد که فضایی برای بازگشت نباشد؟! کدامین سیاست پیشه عاقل درهای مذاکره و دیپلماسی را بسته اعلام می دارد؟!

بسی باید ساده اندیش بود که فکر کرد با ندای حق طلبی و عدالتخواهی جهانی حقوق خود را تمام وکمال از خاک نشینان دنیایی که فرهنگ حاکمشان زور و زر است ستاند! 

در زمانه ای که عالم و آدم و دوست ودشمن براین باورند که فضای کنوی تحمیل شده برکشور فضای نکبت و تحریم و فشار وانزواست انکار و آرامش ما قطعا روندهای آینده را تغییر نخواهد داد.راستی مگر امام ره نمی گفت حفظ نظام از اهم واجبات است.آیا با اجماعی بین المللی که اکنون علیه ما شکل گرفته است نظام و مملکت با خطرمواجه نیست؟ خطر لزوما نباید حمله گسترده نظامی باشد! تحریم بین المللی از طریق شورای امنیت مضراتش بسی بیشتر از حمله نظامی است.رفتن به آنجا بسی آسان اما خروج از تحریم بسی صعب است.اکنون شاید بتوان با کوتاه آمدن در برای یک قدرت مشکل را رفع کرد اما پس از قطعنامه باید به همه اعضای دائم و نیمی از غیردائمان امتیاز داد تا ریش رها کرد. چرا نباید از موضوع لیبی پند گرفت؟

متاسفانه پنبه در گوش کرده و چنین وانمود می کنیم که همه دنیا نمی فهمند و دوستانی که خطر را به ما گوشزد می نمایند ساده انگار و بزدلشان می پنداریم. ولی پشیمانی پس از وقوع هرگونه واقعه ای سودی نخواهد داشت. فراموش نشود که وضعیت و مواضع ما هر روز نسبت به قبل ضعیفتر شده و فضای بازیمان تنگ تر و حلقه دوستانمان محدودتر شده است.نیاز به مثال و عدله نیست رای شورای حکام و مواضع آنها در خصوص ما خود کاملا گویاست.

دوستان شرایط معمولی ما به دشمنان شرایط بحرانی تبدیل شده و براساس معادله حق با منافع است منافع خود را در عدم همراهی با ما می بینند. براستی کجاست آن یار استراتژیک منطقه ای ما ؟ هند را می گویم که یک مثال از دههاست.ذره ای نباید شک کرد که تنها معادله مسلط بر دنیا منافع است و هیچ کشوری منافعش را بخاطر ما به خطر نخواهد انداخت.میدانید چرا؟ چون دنیا کنونی دیگر دنیای ایدئولوژیک نیست .

دیری نخواهد پایید آخرین دوستان قدرتمندمان یعنی چین و روسیه نیز راه هند را در پیش خواهند گرفت.

از دشمنان شکایت برند پیش دوستان    *     چون دوست دشمن است شکایت کجابریم

خدا کند قبل از اینکه فرصتهای بیشتری از ما گرفته شد دروازه رحمت و گشایش الهی برای ملت فداکار و محق ایران گشوده شود.

LATE BETTER THAN NEVER

پراکنده گفتیم معذور دارید.مام نظام و مام میهن این روزها پریشانمان کرده

یا هو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 15:38  توسط سیروس سینکوو  | 

این هم از صدور انقلاب!

یاحق

چنانچه همه میدانیم صادرات اندیشه های مذهبی از اهداف و اولویتهای انقلاب اسلامی بود.که البته  واقعا جهان را متاثر ساخته و بخصوص پس از جنگ سرد و جنگ تحمیلی برمعادلات جهانی تاثیر گذار بود.خیزش اسلامی در کشورهای اسلامی از جمله در الجزایر و مصر وترکیه و اندونزی و ... را بسیاری ثمره انقلاب اسلامی ایران می دانند.

این قلم را تمنای کنکاش در بودن یا نبودن این تاثیر نیست بلکه بر آثار و پیامدهای آن است. اگر با نگرشی سیستمی اظهار شود ما را با input و پروسه و output  آن کاری نیست منظور این نوشتار بازخورد یا Feedback رهیافت صدور اندیشه های مذهبی است و تاثیر که بر منافع ملی ایران .

تردیدی نیست که صدور اسلام در سرزمینهای شیعه نشینی همچون لبنان وعراق و .. منافع و نفوذ ملموسی را برای کشورمان به بار آورده است اما در دیگر نقاط چه پیش آمده است؟

پرواضح است که اوج و شدت اسلام گرایی انقلابی را طالبان و القاعده دارند که دشمن اولشان را به اقرار خودشان ایران شیعه نشین می دانند. اسلام گراهای شمال آفریقا را نیز مجالی ندادند که برسریر قدرت نشینند وگرنه شاهدی خوب برای این نوشتار می آوردیم اما حداقل عملکرد اسلام گراهای عدالتخواه ترکیه را دیده ایم که نزدیکترین روابط را با آمریکا و اسرائیل برقرار کرده اند.

در واقع اسلام گرایی در جهان اسلام بیش از آنکه حمایت از ما را رقم بزند نفرت از آمریکا را به بار آورده است که در جای خود مثبت است.اماتظاهرات نیم میلیون پاکستانی در حمایت از صدام در جنگ با آمریکا فراموش نشدنی است! حمایت آنها از دشمن خونین ما یعنی طالبان که جای خود دارد. راستی اسلام گراهای کشورهای اسلامی کیانند؟ اگر این جماعت قدرت را در کشورهای عربی و همسایه ما در دست گیرند چه شود؟

اما منظور اصلی این بحث تقویت اندیشه های مذهبی در غرب سکولار است. اگر سکولاریزم را به معنی دشمنی با خدا نپنداریم و نقاط مثبت آنرا که عبارت است از تحمل مذهبی است در نظر گیریم می بینیم که چنین حکومتهایی مناسبترین زمینه برای رشد و گسترش اسلام در آن سرزمینها فراهم آورده اند. اما با مذهبی شدن آن ممالک چه اتفاق خواهد افتاد؟

نسیم نامیمون توهین به ساحت مقدس ختمی مرتبت و خشم خارج از منطق مقابل یادآور  حرکت غرب بسوی مقابله با اندیشه های مذهبی اسلامی است.حرکتی که منطقا آنها را بسوی گرایش به مذهب و ضدیت با مذاهب دیگر سوق می دهد.و فضا را لاجرم برای مسلمانان و مآلا گسترش و تبیلیغ دین مبین ناهموار و تنگ می نماید.

حال این سوال مطرح است که جنجال و واکنشهای خشونت آمیز نهایتا به نفع اسلام است یا خیر؟آیا صلیبیون به خواب رفته را بیدار نکرده و صدای چکاچک شمشیرهای آرام گرفته در صندوق های غبار گرفته قرون وسطی غرب نشینان را به سوی تعارض تمدنها و ادیان رهنمون نمی سازد؟

این قلم فرضیه برخورد تمدنهای هانتینگتون را علیرغم نقدهای انبوه غیر واقعی ندانسته و آنرا توصیف رئالیستی حوادث آینده براساس روندهای فعلی دانسته ام. گفتمان گفتگوی تمدنهای جناب خاتمی را نیز  نه رد کننده آن فرضیه بلکه تغییر دهنده روندهایی می دانم که لاجرم بدان فرضیه ختم میشود. گفتمانی که دنیای کنونی برای عدم رسیدن به آن زمانه بدشگون سخت بدان نیازمند است.

باید دعا کرد که دنیا در دست عاقلان افتد.

رموز مستي و رندي ز من بشنو نه از واعظ ... سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي

یا هو

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 14:0  توسط سیروس سینکوو  | 

NPT

یا حق

روز گذشته رییس جمهور کشورمان تهدید کرد که اگر فشار تداوم یابد از معاهده منع توسعه وتکثیر سلاحهای هسته ای موسوم به ان پی تی خارج می شویم.

در اینکه این گفته سخت به مذاق غربیان خوش آید و آنها را بر اثبات حقانیت ادعاهای خود جری تر ساخته و قیافه حق به جانب نزد مخاطبان به خود گیرند تقریبا تردیدی ندارم اما این را نیز میدانم که از خروج ایران از ان پی تی بیمناک خواهند شد.

اما تهدید ایران برای خروج از ان پی تی را شاید بتوان دیرهنگام دانست.زیرا حال که کارد به استخوان رسیده تهدیدها اثرگذاری کمتری دارند.چه بسا بهتر بود این موضوع البته بصورت غیر رسمی پیشاپیش طرح می شد.

راستش من نمی فهمم که چرا باید با ابزار ارزشی به جنگ جهان سکولار رفت.راستی به کدامین توجیه عقلانی بمب اتم را حرام کردیم؟!!! اگر حدیث و روایت است پس چرا موشک نیست؟!! چرا باید ابزارها را از خود گرفت؟!!

ما استاد فرصت سوزی هستیم.همانگونه که فرصتهای متعدد دوره جنگ را و دوره کلینتون را به هدر دادیم اینک نیز فرصتها را از دست داده و به کارهایی دست می یازیم که سود زیادی را برآن نمی توان بار دانست.


كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش------------ كي روي، ره زكه پرسي، چه كني چون پاشي

در این خصوص بیشتر خواهم نگاشت.

یا هو

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 13:59  توسط سیروس سینکوو  | 

پیش درآمد

بنام آنکه جان را فکرت آموخت

امروز بیست و دوم بهمن ماه یکهزاروسیصدو هشتادوچهارهجری شمسی است. و مصادف با راهپیمایی میلیونی مردم وطن دوست کشور عزیزمان ایران در دفاع از عقاید و حقوق حقه خود.

پس از مدتها تردید و دودلی در حالی که ساعت از نیمه شب گذشته بر آن شدم که دل را به دریا زده و تصمیم گیرم که بدین نحو نظرات و دیدگاهها و نکته های سیاسی و بین المللی خود را درج و منعکس نمایم. راستش فعلا نمی دانم چرا چنین تصمیمی گرفتم اما نیرویی همواره مرا بدین کار وا می دارد.خدا کند نفس اماره نباشد.اما این را نیک می دانم که دلم برای وطنم و سربلندی آن با همه شرایط و ویژگیهایش می تپد و از این که دست تطاول بدان رسد سخت بیمناکم و دل نگران.زبان نقدم شاید بعضا تیز و تند باشد اما انصاف را و خیرخواهی را و کینه نداشتن را مشق خواهم کرد.

باشد که خداوند یاری دهد و اراده لازم و کافی را برای تداوم این راه مرحمت فرماید.

ضمنا تلاش خواهم کرد نظرات خود را غیرمغرضانه و حتی الامکان کارشناسانه ارایه دهم.

یا هو

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 13:58  توسط سیروس سینکوو  |