چه توان گفت؟
یا حق
سلام
مدتی است قلم نوشتن و انگیزه تفکر در خصوص امنیت و منافع ملی را تضعیف شده می بینم. از اینرو گلایه دوست عزیزم در نظرات پست قبلی برای کم نوشتن را روا می دارم.
اما براستی وقتی هر روز شاهد از دست داده شدن فرصتها و حرکت بسوی انزوا و تحریم (اگر امیدوار به جنگ نباشیم) هستیم چه باید گفت؟
وقتی امر بر وزیر خارجه همچون ریاست جمهور نیز مشتبه شده و از اتخاذ موضع مدعی بجای متهم سخن گفته و آنچنان افاضه می فرمایند که گویا همچون اقایان در دیپلماسی و روابط خارجی دستی نداشته است!!(مصاحبه متکی با کیهان)
وقتی شاهدیم که جناب ریس جمهور برجای فقها و علما و مراجع نشسته و پیام پیامبرانه به بوش می فرستد و آنچنان پاسخ نانوشته ای را می گیرد که موجب برآورده شدن ذره ای از منافع ملی کشور نیست؟!!
وقتی کماکان اروپا و آمریکا با سرنوشت ما بازی کرده و فرصتی دو هفته ای برای قانع کردن ایران می دهند تا بر چین و روسیه نیز حجت راتمام کنند و ما فکر می کنیم قدرتمندان با هم سر دعوا دارند!!
وقتی.....و وقتی های بسیار که حال گفتنشان را ندارم.
امیدی نیست ظاهرا سرنوشت کشور باید یه جوری دیگر رقم بخورد.دلسوزیهای امثال ما نیز بجایی نمی رسد چون گوش شنوایی نیست.
با اینحال دعا می کنم و دعا
یاهو
