یا حق
سیمور هرش روزنامه نگار و محقق معروف و پرسابقه آمریکایی را می شناسید که عموما اخبار و تحلیلهایی جنجالی را در نیویورکر به چاپ می رسوند.
نامبرده در آخرین مقاله خود در مجله نیویوکر فاش ساخته که روز به روز انگیزه حمله نظامی به ایران در کابینه بوش قوت گرفته و محافظه کاران دور و بر بوش آقای احمدی نژاد را هیتلری بالقوه می دانند که باید با او برخورد خشن کرد.بنابراین گزارش بوش با تعداد انگشت شماری از اعضای کنگره و حتی یک دموکرات صحبتهایی در این خصوص کرده است. بر اساس این طرح تاسیسات هسته ای نطنز از طریق بمبهای لیزری هدایت شونده تاکتیکی هسته ای موسوم به Bunker Buster از قبیل B61-11 مورد هدف قرار گرفته و پس از آن مردم به شورش وادار شده و وی را ساقط می کنند؟!!!
با اینحال سیمور هرش اشاره می کند که برخی از افسران نظامی پنتاگون از بکارگیری سلاحهای هسته ای علیه کشورهای دیگر منجمله ایران ناخشنود بوده و گفته اند استعفا خواهند بود.مشاور پنتاگون نیز این اقدام را خطرناک و آتش زننده منطقه دانسته است.
این مقاله در این سایت نیز به چاپ رسیده و عده زیادی کامنت داده اند.نکته جالب در بخش نظرات این مقاله این است که عمده نظردهندگان به نحوی سیاست آمریکا در قبال ایران را به نقد کشیده و رد کرده اند.(بد نیست اصل مقاله را کامل خوانده و به طرحهای شیطانی دشمنان آگاه شد. نه؟)
اما چه باید کرد که بوش و رفقای افراطی اش با تحریک لابیهای صهیونیستی کمتر عقل به خرج داده و دیوانه وار عمل می کنند.عده ای آرمانگرا که به قول خودشان ماموریتشان را از جانب خدا می دانند.اگرچه از اهداف جنگ روانی چنین گزارشاتی نیز نباید غافل شد.
پروردگارا شر دیوانگان افراطی را از سر میهن ما کم کن
+ نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 8:27  توسط سیروس سینکوو
|
یاحق
در خبرها بود که ایران خواهان مذاکره علنی و با حضور عراقیها با آمریکا شده است.
بر این نظرم که چنین تصمیمی تسلیم افراد افراطی شدن و به معنی درک نادرست و یا بی اعتنایی به منافع ملی به قیمت پدیده آمریکا ستیزی است. بدیهی است ضد آمریکایی بودن فی نفسه نباید هدف باشد و تقدس یابد بلکه باید بخاطر تامین امنیت و منافع ملی و براساس اصول باشد.
در خصوص دو گزاره علنی بودن و دخالت عنصر سوم عراقیها این چنین می گویم که:
۱- چرا باید این مذاکرات لزوما علنی باشد.؟ یا به مذاکره کنندگان (نماینگان شورای امنیت ملی)اعتمادی نیست؟ و یا اینکه می ترسیم در این مذاکرات سرمان را کلاه بگذارند.که در دو صورت بعید است نظر مسئولین بدین دلایل باشد.بلکه به نظر میرسد بخاطر فشار گروههای افراطی فشار از جمله کیهانی هاست که علیرغم رضایت مقام معظم رهبری برای مذاکره همچنان بر طبل مخالفت می کوبیدند.
۲- چرا باید عراقیها نیز حضور داشته باشند؟ یا اینکه می ترسیم از سوی برخی کشورها از جمله اعراب متهم به همکاری با آمریکا شویم و یا اینکه می ترسیم اعتبار ضد آمریکایی بودنمان خدشه دارد شود.در هردو صورت چنین عملی خلاف منافع و امنیت ملی است زیرا هدف نباید لزوما همکاری با آمریکا برای امنیت در عراق باشد زیرا بدیهی است با کاهش محبوبیت بوش بخاطر عراق وی از هر ابزاری برای پیشبرد امور عراق و مناسب جلوه دادن شرایط آن کشور بهره می گیرد.و همکاری صرف ما به آن هدف کمک به بوش است و منافع مناسبی لزوما برای کشورمان ندارد.بلکه برعکس اگر از این فرصت بهره برده و از عراق بعنوان ابزاری برای حل دیگر موضوعات امنیت و منافع ملی کشور بهره گیریم ذیرکی کرده ایم.که البته چنین هدفی با علنی بودن و حضور نمایندگان عراق در این مذاکرات نمی تواند تامین شود.
۳-مذاکرات دوجانبه ما با آمریکا در مورد عراق نه تنها بالابرنده اعتبار کشورمان در دنیا و بویژه نزد اعراب است بلکه نشان می دهد ایران نقشی حیاتی در تحولات منطقه داشته و ابرقدرت دنیا نیز به همکاری آن نیازمند است.(بی دلیل نیست اعراب سنی عراق و دیگر اعراب منطقه مذاکرات آمریکا با ایران را در خصوص عراق دخالت در عراق تفسیر کرده و شدیدا ناراحتند).
۴- در مذاکرات دوجانبه و شاید غیرعلنی با آمریکا می شد بی پروا همه مسائل را مطرح کرده و در راستای منافع ملی کشورمان و منافع دوستانمان در عراق بحث و گفتگو کرد اما با شرایط اعلامی جدید آیا واقعا این امر امکان پذیر است؟تازه مگر عراق دولت با ثبات و یکپارچه و قابل اعتمادی دارد که نماینده اش در این مذاکرات حضور داشته باشد؟
۵- به نظر من کشورمان یکبار دیگر و بویژه در حساسترین زمان فرصت تامین امنیت و منافع ملی را از دست داده و چنین مذاکراتی (در صورت انجام) هیچ سودی را با این شرایط نمی تواند در برداشته باشد.
یا هو
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 22:28  توسط سیروس سینکوو
|