تبليغاتX
روابط بین الملل ایران

روابط بین الملل ایران

آینده حماس و فلسطین!

يا حق

علاقمندم نظرات چالش برانگيز خودم را در خصوص پيروزي حماس و ارزيابي روندهاي آينده آن تقديم دارم. باشد كه با نقد دوستان صيقل يابد.

حماس را بايد مهمترين و قدرتمندترين نيروي ضد اسرائيلي در فلسطين دانست كه طي سالهاي اخير با الهام از روش حزب اله لبنان فشار طاقت فرسايي را بر صهيونيستها وارد ساخته و اگرچه معمولا متحمل خسارت نيز شده اما همواره بعنوان بازوي فلسطينها و خداي جنگ ومبارزه آنان عمل كرده است.

اما آيا براستي ورود حماس به گردونه قدرت و سازوكار سياسي و حكومتي در شرايط فعلي مناسب است؟

پاسخ من منفي است. برخلاف همه به به و چه چه هايي كه براي پيروزي آن مي شود براين عقيده ام كه حماس اشتباهي استرتژيك كرده است كه نتايج آن سالهاي آتي مشخص مي شود.

اگرچه پيروزي قاطع حماس مشعوف كننده ما و مغبون كننده غرب و صهيون شد اما مآلا در بلندت نمي تواند اهداف فلسطيني ها را برآورده سازد.چرا؟

اول: رمز محبوبيت حماس و اعتماد مردم به آنان روشهاي مبارزه جويانه و انتقام گيرنده و ناسازش كارانه و نيز سلامت حزبي و فردي آنان بوده است.

دوم: از اينرو ورود آن به صحنه قدرت سياسي بي ترديد آنها را به آفتهاي قدرت كه مهمترين آنها جنگ ( حداقل سوء تفاهمات) برسر قدرت و فساد است آلوده مي كند و يا حداقل متهم به اين آفتها خواهند شد.

سوم: حماس در تشكيلاتي وارد مي شود كه دستآورد مذاكرات فتح با اسرائيل و آمريكاست از اينرو عملا اين روند را به رسميت شناخته است.

چهارم: حماس كه همواره بازوي مقاومت و تلافي بوده زمانی که وارد بازی سیاسی و حکومتی شود نمی تواند در جایگاه پیشین اقدامات خود را ادامه دهد. زیرا عملا دولت فلسطینی تهدید به نابودی خواهد شد.(آرزوی صهیونیستهای تندرو که احتمالا در انتخابات آتی اسرائیل پیروز می شوند). ترس از نابودی تشکیلات از یکسو و عدم کمکهای مالی و اقتصادی غرب و فشار و محدودیتهای اسرائیل باعث بالاگرفتن مشکلات اقتصادی و مالا افزایش نارضایتی مردم و کاهش محبوبیت در بین مردم خواهد شد.

پنجم: در چنین صورتی حماس مجبور به روی آوردن به راهکارهای غیر نظامی و گفتگو می شود. تحولی که ماهیت و جوهر و هویت حماس را خدشه دار می کند.

ششم:علیرغم ابراز نگرانیها و نارضایتیهای آمریکا و اروپا و اسرائیل از پیروزی حماس نتیجه در بلند مدت به نفع آنان است زیرا قدرتمندترین و مبارزه جو ترین گروه فلسطینی را وارد پروسه خودساخته صلح و دایره حکومت داری که لازمه بنیادین آن تساهل و گفتگوست کرده اند.

هفتم: اینکه حماس دست از مبارزه بکشد و امورات خشونت آمیز کمتر شود شاید باب طبع بسیاری باشد اما فراموش نشود که اوضاع فلسطین و سیاستهای تجاوزکارانه اسرائیل بسیار بغرنج تر از این حرفهاست. اسرائیلها ثابت کرده اند جز زبان زور و فشار چیز دیگری را برنمی تابند. مگر با زبان خوش از جنوب لبنان بیرون رفتند؟مگر با زبان خوش از بلندیهای جولان دست می کشند؟

بهرحال به نظر اینجانب چه خوب بود حماس در جایگاه پیشین خود بعنوان بازوی نظامی فلسطینیها عمل کرده و از پشت صحنه اوضاع رابرای احقاق حقوق فلسطینها هدایت می کردند. کاری که در جاهای دیگر از دنیا رواج داشته است. اینک نیز شای بهتر باشد کسی از حماس نخست وزیر نشود و حماس همه مهره های خود را به یکباره در صحنه سیاست نسوزاند. حماس آبرو و حیثیت خود را در نامناسب ترین مکان به مسابقه گذاشته است. مسابقه ای که پایان موفقیت آمیزی نمی توان برای آن متصور بود.

فراموش نشود هیچ وقت پیروزی حماس را نمی توان با حزب اله لبنان یا اسلام گراهای سایرکشورها اسلامی مقایسه کرد.زیرا آنان دارای حاکمیت مستقل بوده و در سازوکاری مشروع موفق شدند و عامل محدود و محصور کننده ای همچون اسرائیل را نداشتند. 

 راهبرد شين فين و ارتش آزاديبخش ايرلند را  در ذهن مرور كنيد. 

سياست چماق و هويچ( Carrot and Stick Policy ) را نيز به خاطر بسپاريد

 

یاهو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 بهمن1384ساعت 10:48  توسط سیروس سینکوو  | 

راهبرد غرب در قبال ایران

یا حق

دوست عزیزم مطلب جالبی در خصوص استراتژی وزغ انشاء کرده اند که مناسب دانستم شما نازنین نیز مطلع شوید.

این راهبرد ترجمه رفتار کنوی غرب است که عملا در حال پیاده شدن است.امیدوارم با شناخت پایه های فکری معاندین راههای مقابله و در دام نیافتادن را دریابیم.

خدایا چنان کن سرانجام کار    *    تو خوشنود باشی و ما رستگار

یاهو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 20:50  توسط سیروس سینکوو  | 

به کدامین سو می رویم؟

یا حق

اگرچه گفته شده که مراجع مهمه رسانه ها را از نقد بحران هسته ای کشور منع کرده اند اما پر واضح است که در فضای غیرنقاد جایی برای دفاع از روندهای کنونی توسط آن جنابان در آینده نمی ماند!

تردیدی در حقانیت کشورمان در موضوع هسته ای نیست و اینکه قدرتمنداران و زورمداران عالم به رهبری آمریکا در سیاستی ناعادلانه در پی محدودیت ایران هستند و راهبرد تهاجمی خود را بر پایه های سست ظن و گمان بنا نهاده اند. ملت دانای ایران نیز بر این موضوع واقف بوده و از اینروست که عمدتا برآن پای می فشارند.

اما

براستی دنیایی که در آن می زییم آیا دنیایی است که براساس حق و عدالت و یا حداقل براساس حقوق بین الملل اداره می شود؟ مگر غیر از این است که متاسفانه حقوق بین الملل مستمسک قدرت است و عمدتا قواعد آن پس از رخدادها تدوین وتشریح می شود؟!!

براستی برای استیفای حق ثانویه ای آیا به صلاح است موجودیت خود را به مخاطره انداخت و مصالحه نکرد؟مگر پیامبر بلندمرتبه که رحمت خدا بر او باد در صلح حدیبیه با کفار مکه از در سازش در نیامد و حتی بخاطر اعتراض آنها از عنوان خداوند در صلح نامه خودداری کرد؟ روشن است که رسول خدا در آن زمان شرایط را برای مقابله مناسب ندانسته و از در صلح در آمد اما زمانی که پایه های حکومت خود را مستحکم دید و توان هزیمت دشمنان را در خود یافت چنان کرد که شد و مکه را به طرفة العینی فتح کرد.

براستی آیا ما در این زمان قدرت و توان زورآزمایی با دنیای زور را داریم؟ آیا بحران خارجی درمان مشکلات انبوه و تورم و بیکاری و مسائل اجتماعی کشور است؟ تعارف نداریم و شانتاژ و کژ اندیشی نیست خوب است به رشد اقتصادی کشورهای هم سطح خود و همسایگان اندک نگاهی بیاندازیم. چرا باید عرصه را چنان تنگ کرد که فضایی برای بازگشت نباشد؟! کدامین سیاست پیشه عاقل درهای مذاکره و دیپلماسی را بسته اعلام می دارد؟!

بسی باید ساده اندیش بود که فکر کرد با ندای حق طلبی و عدالتخواهی جهانی حقوق خود را تمام وکمال از خاک نشینان دنیایی که فرهنگ حاکمشان زور و زر است ستاند! 

در زمانه ای که عالم و آدم و دوست ودشمن براین باورند که فضای کنوی تحمیل شده برکشور فضای نکبت و تحریم و فشار وانزواست انکار و آرامش ما قطعا روندهای آینده را تغییر نخواهد داد.راستی مگر امام ره نمی گفت حفظ نظام از اهم واجبات است.آیا با اجماعی بین المللی که اکنون علیه ما شکل گرفته است نظام و مملکت با خطرمواجه نیست؟ خطر لزوما نباید حمله گسترده نظامی باشد! تحریم بین المللی از طریق شورای امنیت مضراتش بسی بیشتر از حمله نظامی است.رفتن به آنجا بسی آسان اما خروج از تحریم بسی صعب است.اکنون شاید بتوان با کوتاه آمدن در برای یک قدرت مشکل را رفع کرد اما پس از قطعنامه باید به همه اعضای دائم و نیمی از غیردائمان امتیاز داد تا ریش رها کرد. چرا نباید از موضوع لیبی پند گرفت؟

متاسفانه پنبه در گوش کرده و چنین وانمود می کنیم که همه دنیا نمی فهمند و دوستانی که خطر را به ما گوشزد می نمایند ساده انگار و بزدلشان می پنداریم. ولی پشیمانی پس از وقوع هرگونه واقعه ای سودی نخواهد داشت. فراموش نشود که وضعیت و مواضع ما هر روز نسبت به قبل ضعیفتر شده و فضای بازیمان تنگ تر و حلقه دوستانمان محدودتر شده است.نیاز به مثال و عدله نیست رای شورای حکام و مواضع آنها در خصوص ما خود کاملا گویاست.

دوستان شرایط معمولی ما به دشمنان شرایط بحرانی تبدیل شده و براساس معادله حق با منافع است منافع خود را در عدم همراهی با ما می بینند. براستی کجاست آن یار استراتژیک منطقه ای ما ؟ هند را می گویم که یک مثال از دههاست.ذره ای نباید شک کرد که تنها معادله مسلط بر دنیا منافع است و هیچ کشوری منافعش را بخاطر ما به خطر نخواهد انداخت.میدانید چرا؟ چون دنیا کنونی دیگر دنیای ایدئولوژیک نیست .

دیری نخواهد پایید آخرین دوستان قدرتمندمان یعنی چین و روسیه نیز راه هند را در پیش خواهند گرفت.

از دشمنان شکایت برند پیش دوستان    *     چون دوست دشمن است شکایت کجابریم

خدا کند قبل از اینکه فرصتهای بیشتری از ما گرفته شد دروازه رحمت و گشایش الهی برای ملت فداکار و محق ایران گشوده شود.

LATE BETTER THAN NEVER

پراکنده گفتیم معذور دارید.مام نظام و مام میهن این روزها پریشانمان کرده

یا هو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 15:38  توسط سیروس سینکوو  | 

این هم از صدور انقلاب!

یاحق

چنانچه همه میدانیم صادرات اندیشه های مذهبی از اهداف و اولویتهای انقلاب اسلامی بود.که البته  واقعا جهان را متاثر ساخته و بخصوص پس از جنگ سرد و جنگ تحمیلی برمعادلات جهانی تاثیر گذار بود.خیزش اسلامی در کشورهای اسلامی از جمله در الجزایر و مصر وترکیه و اندونزی و ... را بسیاری ثمره انقلاب اسلامی ایران می دانند.

این قلم را تمنای کنکاش در بودن یا نبودن این تاثیر نیست بلکه بر آثار و پیامدهای آن است. اگر با نگرشی سیستمی اظهار شود ما را با input و پروسه و output  آن کاری نیست منظور این نوشتار بازخورد یا Feedback رهیافت صدور اندیشه های مذهبی است و تاثیر که بر منافع ملی ایران .

تردیدی نیست که صدور اسلام در سرزمینهای شیعه نشینی همچون لبنان وعراق و .. منافع و نفوذ ملموسی را برای کشورمان به بار آورده است اما در دیگر نقاط چه پیش آمده است؟

پرواضح است که اوج و شدت اسلام گرایی انقلابی را طالبان و القاعده دارند که دشمن اولشان را به اقرار خودشان ایران شیعه نشین می دانند. اسلام گراهای شمال آفریقا را نیز مجالی ندادند که برسریر قدرت نشینند وگرنه شاهدی خوب برای این نوشتار می آوردیم اما حداقل عملکرد اسلام گراهای عدالتخواه ترکیه را دیده ایم که نزدیکترین روابط را با آمریکا و اسرائیل برقرار کرده اند.

در واقع اسلام گرایی در جهان اسلام بیش از آنکه حمایت از ما را رقم بزند نفرت از آمریکا را به بار آورده است که در جای خود مثبت است.اماتظاهرات نیم میلیون پاکستانی در حمایت از صدام در جنگ با آمریکا فراموش نشدنی است! حمایت آنها از دشمن خونین ما یعنی طالبان که جای خود دارد. راستی اسلام گراهای کشورهای اسلامی کیانند؟ اگر این جماعت قدرت را در کشورهای عربی و همسایه ما در دست گیرند چه شود؟

اما منظور اصلی این بحث تقویت اندیشه های مذهبی در غرب سکولار است. اگر سکولاریزم را به معنی دشمنی با خدا نپنداریم و نقاط مثبت آنرا که عبارت است از تحمل مذهبی است در نظر گیریم می بینیم که چنین حکومتهایی مناسبترین زمینه برای رشد و گسترش اسلام در آن سرزمینها فراهم آورده اند. اما با مذهبی شدن آن ممالک چه اتفاق خواهد افتاد؟

نسیم نامیمون توهین به ساحت مقدس ختمی مرتبت و خشم خارج از منطق مقابل یادآور  حرکت غرب بسوی مقابله با اندیشه های مذهبی اسلامی است.حرکتی که منطقا آنها را بسوی گرایش به مذهب و ضدیت با مذاهب دیگر سوق می دهد.و فضا را لاجرم برای مسلمانان و مآلا گسترش و تبیلیغ دین مبین ناهموار و تنگ می نماید.

حال این سوال مطرح است که جنجال و واکنشهای خشونت آمیز نهایتا به نفع اسلام است یا خیر؟آیا صلیبیون به خواب رفته را بیدار نکرده و صدای چکاچک شمشیرهای آرام گرفته در صندوق های غبار گرفته قرون وسطی غرب نشینان را به سوی تعارض تمدنها و ادیان رهنمون نمی سازد؟

این قلم فرضیه برخورد تمدنهای هانتینگتون را علیرغم نقدهای انبوه غیر واقعی ندانسته و آنرا توصیف رئالیستی حوادث آینده براساس روندهای فعلی دانسته ام. گفتمان گفتگوی تمدنهای جناب خاتمی را نیز  نه رد کننده آن فرضیه بلکه تغییر دهنده روندهایی می دانم که لاجرم بدان فرضیه ختم میشود. گفتمانی که دنیای کنونی برای عدم رسیدن به آن زمانه بدشگون سخت بدان نیازمند است.

باید دعا کرد که دنیا در دست عاقلان افتد.

رموز مستي و رندي ز من بشنو نه از واعظ ... سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي

یا هو

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 14:0  توسط سیروس سینکوو  | 

NPT

یا حق

روز گذشته رییس جمهور کشورمان تهدید کرد که اگر فشار تداوم یابد از معاهده منع توسعه وتکثیر سلاحهای هسته ای موسوم به ان پی تی خارج می شویم.

در اینکه این گفته سخت به مذاق غربیان خوش آید و آنها را بر اثبات حقانیت ادعاهای خود جری تر ساخته و قیافه حق به جانب نزد مخاطبان به خود گیرند تقریبا تردیدی ندارم اما این را نیز میدانم که از خروج ایران از ان پی تی بیمناک خواهند شد.

اما تهدید ایران برای خروج از ان پی تی را شاید بتوان دیرهنگام دانست.زیرا حال که کارد به استخوان رسیده تهدیدها اثرگذاری کمتری دارند.چه بسا بهتر بود این موضوع البته بصورت غیر رسمی پیشاپیش طرح می شد.

راستش من نمی فهمم که چرا باید با ابزار ارزشی به جنگ جهان سکولار رفت.راستی به کدامین توجیه عقلانی بمب اتم را حرام کردیم؟!!! اگر حدیث و روایت است پس چرا موشک نیست؟!! چرا باید ابزارها را از خود گرفت؟!!

ما استاد فرصت سوزی هستیم.همانگونه که فرصتهای متعدد دوره جنگ را و دوره کلینتون را به هدر دادیم اینک نیز فرصتها را از دست داده و به کارهایی دست می یازیم که سود زیادی را برآن نمی توان بار دانست.


كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش------------ كي روي، ره زكه پرسي، چه كني چون پاشي

در این خصوص بیشتر خواهم نگاشت.

یا هو

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 13:59  توسط سیروس سینکوو  | 

پیش درآمد

بنام آنکه جان را فکرت آموخت

امروز بیست و دوم بهمن ماه یکهزاروسیصدو هشتادوچهارهجری شمسی است. و مصادف با راهپیمایی میلیونی مردم وطن دوست کشور عزیزمان ایران در دفاع از عقاید و حقوق حقه خود.

پس از مدتها تردید و دودلی در حالی که ساعت از نیمه شب گذشته بر آن شدم که دل را به دریا زده و تصمیم گیرم که بدین نحو نظرات و دیدگاهها و نکته های سیاسی و بین المللی خود را درج و منعکس نمایم. راستش فعلا نمی دانم چرا چنین تصمیمی گرفتم اما نیرویی همواره مرا بدین کار وا می دارد.خدا کند نفس اماره نباشد.اما این را نیک می دانم که دلم برای وطنم و سربلندی آن با همه شرایط و ویژگیهایش می تپد و از این که دست تطاول بدان رسد سخت بیمناکم و دل نگران.زبان نقدم شاید بعضا تیز و تند باشد اما انصاف را و خیرخواهی را و کینه نداشتن را مشق خواهم کرد.

باشد که خداوند یاری دهد و اراده لازم و کافی را برای تداوم این راه مرحمت فرماید.

ضمنا تلاش خواهم کرد نظرات خود را غیرمغرضانه و حتی الامکان کارشناسانه ارایه دهم.

یا هو

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 13:58  توسط سیروس سینکوو  |